تنهایی نوشت های مجازی من

بعضی وقتا آدم به خاطر تغییرات احتمالی محیط اطرافش , باید به نحوی خودشو خالی کنه ! گاهی می تونه این تخلیه روحی با یک فریاد , گاهی با گریه و گاهی هم مثل من با نوشتن ذهنیاتم انجام بشه … یه زمانی مینیمال بلاگی داشتیم به اسم Game Over که برای دل خودم می نوشتم و تقریبا شخصی بود و دلم نمی خواست مخاطب زیادی داشته باشد ولی متاسفانه به خاطر یه سری مسائل مجبور شدم اون رو برای همیشه قراموش کنم و به دنبال دل نوشته های مجازیم در جایی دیگر بگردم . این شد که وبلاگی با نام Zoom in رو از دقایقی پیش بر روی پلتفرم وردپرس راه اندازی کردم که می تونید از آدرس زیر نوشته های تنهایی مرا دنبال کنید .

Zoom In

و آدرس فید اون رو می تونید از لینک دنبال کنید :

http://feeds2.feedburner.com/roozbeh

=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger

هرکاربر اوبونتو یک Laptop

شاید این هم باز تحولی شگرف در دنیای متن باز و نرم افزارهای آزاد باشد از طرف شرکت کنونیکال و حامی شماره ۱ اوبونتو یعنی مارک شاتل ورث !

شرکت کنونیکال برای فراگیرکردن هرچه بیشتر اوبونتو بر روی کامپیوترهای رو میزی و رقابت بیشتر با ویندوز و شرکت مایکروسافت تصمیم دارد از روز ۲۵ ماه آوریل همراه با سی دی های Shipit رایگان اوبونتو ۹.۰۴ به صورت رایگان و برای هرکاربر عضو شده در سیستم Free Shipit CD یک لپ تاپ ارسال کند .

طی خبری که Mark Shuttleworth بر روی Mailing list سایت اوبونتو ارسال کرده است ذکر کرده که ارسال لپ تاپ برای کشورهای آفریقایی و جهان سوم است وهمچنین در لیست معرفی شده کشورها نام ایران هم به چشم می خورد . البته ارسال لپ تاپ در این نسخه برای همه کاربران نبوده و به صورت تصادفی(random) ارسال می شود و کاربران قدیمی تر که قبل از سال ۲۰۰۷ در سیستم ثبت نام کرده اند در اولویت قرار دارند . همچنین این ارسال لپ تاپ برای هر کاربر تنها یک بار در طول دوره ارسال ها فرستاده می شود وسعی خواهد شد تا نسخه ۱۶٫۰۴ در طی ۷ سال تمام کاربران خود را صاحب یک لپ تاپ کند . این لپ تاپ ها ساخت شرکت Dell و سری buntu و به سفارش شرکت کنونیکال تولید شده که تمامی سخت افزارهای آن متناسب با توزیع اوبونتو خواهد بود . هنوز جزئیات بیشتر در مورد این خبر در دست نیست و مطمئنا طی چند ساعت آینده در خروجی خبرسایت اوبونتو قرار خواهد گرفت .

شاید شما هم یکی از افراد خوش شانسی باشید که طی ۲ ماه آینده یک لپ تاپ Dell سری buntu به همراه اوبونتو۹٫۰۴ نصب شده بر روی آن , درب خانه از مامور پست تحویل می گیرید…

پی نوشت در روز ۱۳ فروردین : شاید کمی زیادی تابلو بود ! این خبر رو باید کمی زودتر منتشر می کردم تا باور آن برای خیلی ها راخت تر باشد . همانطور که خیلی از دوستان  درکامنت ها اشاره کردند این خبر دروغ ۱۳ یا ۱ آوربل بود . اما نه از طرف کنونیکال و اوبونتو ! بلکه از از طرف من :)

مایکروسافت نوروز را به جهان معرفی می کند

یک لحظه جنگ بین مایکروسافت و اوپن سورس را کنار بگذارید ….

با دوست عزیزی ( استاد کوچولو) تلفنی صحبت می کردم و از آنجایی که ایشان هم از مایکروسافتی های دو آتیشه است پیشنهاد داد یه سری به سایت Live.com بزنم . با ورود به این سایت با صحنه عجیبی مواجه شدم ! سایتی در حد و بزرگی سایت لایو که همیشه در لیست ۱۰ , ۲۰ سایت برتر الکسا جای دارد و یکی از سایت های خدماتی شرکت مایکروسافت محسوب می شود بالاخره به مناسبت سال نو و نوروز تصویری بزرگ از تخت جمشید را بر روی صفحه اول این سایت قرار داده است . اشتباه نکنید ! این تصویر بر روی صفحه اینترنشنال لایو قرار گرفته و محدود به کاربران با آی پی ایران نیست ! ( با پروکسی خودتان تست کنید ) این عکس که نمایی از پلکان ورودی تخت جمشید را نشان می دهد با قرار دادن اشاره گر موس بر روی جزء جزء این تصویر اطلاعاتی در مورد آن بخش از تصویر به شما می دهد . این حرکت نشان می دهد که حتی شرکت هایی مثل مایکروسافت هم نیم نگاهی به فرهنگ و تاریخ ایران دارند و چه بسا در سال های آینده این جور حرکت ها را از شرکت های مثل یاهو و گوگل ( البته در صفحه اول ) ببینیم .

( برای دیدن اسکرین شات کامل بر روی عکس کلیک کنید )

شاید با دیدن این صحنه بعد از مدتها از دیدن محصولات و خدمات مایکروسافت به وجد آمدم‌‌‌ !

تغییر آدرس فید وبلاگ

امروز به طور کامل تمامی فید های من بر روی اکانت فیدبرنر بر روی اکانت گوگل منتقل شد . دوستانی که از طریق فید خوان و RSS مطالب وبلاگ Zoom Out را دنبال می کنند آدرس را به http://feeds2.feedburner.com/roozbehonline تغییر دهید

تولدت مبارک Zoom Out

یک سال پیش چنین روزی وبلاگ Zoom Out راه اندازی شد . وبلاگی که برای من حکم یک موجود زنده را دارد ! مثل یک آدم ! مثل یک دوست ! …. دلم نمی خواست تولدش رو این چنین برگزار کنم ولی چه کنم که این روز مصادف است با خاکستری ترین روزهای زندگیم . ۱ سال پیش هم همچین روزی هم خاکستری بودم…. چه کنم که زمستان های من را خاکستری رنگ کرده اند…(۵۶ روز دیگر تا پایان زمستان….)

با این حال Zoom Out عزیزم از این که سال تمام منو تحمل کردی و پا به پای من در غم ها و شادی ها آمدی ازت ممنونم و تولدت رو بهت تبریک می گم

پارسال همچین روزی…

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا…

توی این یکی دو روزه گذشته آروم ترین روزهای این چند سال رو دارم سپری می کنم . تفریبا هر پنج شش ساعت یکبار به زور ۱۰ تا کلمه حرف از دهنم بیرون میاد . به کارهای نا تمامم که باید توی این چند ماهه بهشون سروسامون می دادم می رسم . پروژه های ناتمامی که باید سریعا به صاحبشون برسونموشون . کار ترجمه کتابم که به خودم قول داده بودم تا قبل از عید تمومش کنم رو تاره می خوام شروع کنم . پروژه آخر ترم دانشگاه و گزارش کار رو باید تا یک ماه دیگه آماده کنم و از همه مهمتر آماده شدن برای کنکور کاردانی به کارشناسی که در صدر همه این کارهاست ! تمام این کارها رو دیر شروع نمی کنم ولی به موقع هم نیست ! باید عجله کرد
توی۴ ماه گذشته به خاطر به سری مسائل تغییرات زیادی توی رفتارم حس کردم به طوری که کاملا به آدم دیگه شدم تا اونجا که دلم برای خودمم هم تنگ شده . می خوام این ۴ ماهه رو برای همیشه فراموش کنم . کوله بار خاطراتش ایقدر سنگینه که نا و توان کشیدنشون رو ندارم و به ناچار مجبورم برای ادامه راه اونو به جایی همین اطراف چالش کنم .چال کردنشون اینقدر برام سخته که با چشم
بسته این کار رو می کنم که یادم نمونه که کجا و چه وقت دست به چنین کاری زدم
تک تک روزهای پاییزی که گذشت با وجود نهایت زیبایی بی نهایتشون از توی تقویم زندگیم پاره کردم . پاییز که همیشه برام قشنگ ترین فصل سال و غروباش برام قشنگ ترین لحظات بود تموم شد و رفت . و از طرفی خوشحالم از این که این پاییز به پایان رسید و ناراحت از اینکه با اومدن پاییز سال آینده چه کنم ؟ و توی این فکرم که پاییز ۸۸ چگونه برام آغار می شه و چطور به پایان می رسه . ای کاش می شد همه پاییزهای پیش روم رو مثل تقویمم پاره می کردم . ولی با همه این احوال دیگه پاییزم رو دوست ندارم . برای همیشه
همه چیز به خاطره ها سپرده شده و تمام سعی و تلاشم رو می کنم به زندگی جدید رو شروع کنم یک زندگی یکنواخت مثل گذشته به همراه یک روزبه سرشار از غرور و تلخی با طعم قهوه که شاید برای بعضی ها خوشایند و برای بعضی بد مزه و غیر قابل خوردن باشه . زندگی که ادامه راه شهریور ماه همین امسال است
تنهام مثل گذشته و خودم رو مثل سابق با تنها یار و همدمم که همین لپ تاپمه سرگرم می کنم . ساکته ولی من باهاش حرف می زنم .بی آزاره ولی من خیلی بلاها سرش میارم و هر بار یه کاری ازش می خوام . توی این چند روزه یه سرگرمیه دیگه هم دارم . اونم ناز و نوازش کردن طلاست ! مریضه ولی من بهش غذا میدم تا به روزهای اولیه خودش برگرده . طلا جوجه کبوتریه که توی این چند روزه وارد خونه ما شده و از این پس به غیر از اینکه یار و همدم منه حکم به حیوون خونگی رو برام داره
در روز ۲ ۳ باری کتاب شازده کوچولو رو مرور می کنم و هر بار که قسمت هایی از اون رو می خونم چیزهای جدیدتری از توش یاد می گیرم . توی اتاقم تنهای تنهام و به همراه کارهایی که در طول روز انجام می دم فقط و فقط صدای تک آهنگ شام مهتاب داریوش شنیده می شه . همه اینایی که گفتم انجام دادنشون برام خیلی سخته ولی رسیدن بهشون برام شیرین ترین لحظات رو رقم می زنن .

دارم همه چیز رو به خاک می سپارم ولی تنها یه چیز رو از این ۴ ماهه به یادگار نگه می دارم . فقط و فقط زندگی کردن ! معنایی از زندگی که فقط خودم حسش می کنم

می خوام رندگی کنم …..

جشن انتشار اوبونتو ۸.۱۰ در اصفهان برگزار شد

روز ۱ شنبه ۱۲ آبان ماه جشن انتشار اوبونتو ۸.۱۰ در اصفهان واقع در کتابخانه مرکزی شهرداری توسط گروه کاربران لینوکس اصفهان برگزار شد . این مراسم راس ساعت ۴ بعد از ظهر با تلاوت آیاتی از قرآن مجید و پخش سرود ملی آغاز شد و پس از صحبت های بنده به عنوان دبیر جشن انتشار اوبونتو سجاد موسوی سمینار خود را در رابطه با تاریخچه سیستم عامل اوبونتو و قابلیت های جدید آن در نسخه ۸/۱۰ ارائه داد و پس از ایشان بهراد اسلامی فر سمینار خود را در رابطه با لایسنس های نرم افزارهای آزاد برای حضار تشریح کرد . پس از آن استراحت کوتاه ۱۵ دقیقه ای جهت پذیرایی و اهدای هدایای جشن به حضار داشتیم . پس از این استراحت سمینار داغ و همیشه جذاب میزکار سه بعدی و نرم افزارهای کاربردی در اوبونتو ۸/۱۰ توسط مجید سلامت ارائه شد . آخرین سمینار هم مربوط به بنده بود که نحوه نصب اوبونتو ۸/۱۰ را در کنار ویندوز برای کاربران مبتدی و تازه کار تشریح کردم و در نهایت هم جلسه پرسش و پاسخ توسط ارائه دهندگان سمینارها برای حضار برگزار شد که به مدت ۱۵ دقیقه به سوالات پاسخ داده شد . جا دارد از همین جا از تمام بچه های اصفهان لاگ که در برگزاری هرچه بهتر این جشن نقش داشتند کمال تشکر را داشته یاشم و از دوستان خوبم : سجاد موسوی , هادی امین زاده , بهراد اسلامی فر که تا دقیقه ۹۰ در کنار من بودند کمال تشکر را داشته باشم.

گزارش مختصر تصویری از این جشن را می توانید در ادامه این پست ببینید. گزارش کامل تصویری به همراه عکس های با سایز و کیفیت بالا از سایت اصفهان لاگ به زودی در دسترس خواهد بود .

البته آلبوم تصاویر هم از این لینک بر روی گوگل پیکاسا در دسترس می باشد

ادامه مطلب…

اسپم پست ۴

متاسفانه چند ساعت بعد از نصب کوبونتو ۸.۱۰ بتا به مدت ۱۰ , ۱۲ روزی به دلیل تعویض شرکت ارائه دهنده اینترنت  , اینترنت نداشتم و تازه امروز  دوباره اینترنتم وصل شد . فکر می کنم کمی دیر باشد برای نوشتن نقد و تحلیلی در مورد این نسخه از کوبونتو ! به همین خاطر نقد و بررسی در مورد این سیستم عامل را برای بعد از روز انتشار آن می گذارم . فکر می کنم آن موقع بهتر می شود در مورد این توزیع از گنو/لینوکس نوشت !

مدتی است که این وبلاگ کمی دیر به دیر آپدیت می شود که به خاطر مشغله زیاد و درگیری من با دانشگاه بود که خوشبختانه از این هفته ترم جدید را انتقالی گرفتم اصفهان ! از این پس بیشتر در این وبلاگ خواهم نوشت …

خدمت دوستان اوپن سورسی و لینوکسی عارضم که جمله ای جایی در اینترنت خواندم که برایم خیای جالب بود ! دیدم بد نیست اینجا هم بنویسم و نظر دیگر دوستان هم در موردش بدانم :

In a world without walls and fences who needs windows and gates ?

اسپم پست-۳

هنوز زنده ام ! به دور از دنیای مجازی در حال دست و پنجه نرم کردن با امتحانات هستم . از روز ۵ تیر ماه روزبه آنلاین دوباره آنلاین خواهد بود :دی.

.

.

نوشته شده در ۲۸ خرداد ۸۷ از مرکز کامپیوتر دانشگاه

جشن میلاد من

دقیقا امروز ( ۸ خرداد ) ۲۱ سال از عمر من گذشت ! عمری که ۲۱ سال از اون رو زمین و زمان به خاطر من چرخیدن و دیری نخواهد گذشت که خواهند ایستاد ! الان که دارم این پست رو می نویسم دقیقا ۲۱ سال یا ۷۶۷۱ روز یا حتی دقیقتر ۱۸۴۰۹۲ ساعت یا ۱۱۰۴۵۵۲۰ ثانیه یا … از عمر من می گذره ( طبق روایات نقل شده از مادر بزرگ و مادر گرامی بنده دقیقا روز ۸ خرداد ساعت ۱:۱۵ بعد از ظهر به دنیا اومدم یعنی دقیقا ۱۲ ساعت دیگه وارد ۲۲ سالگی می شم و ۲۱ سالگی رو پشت سر می ذارم ) . شاید امسال تنها ترین روز تولدم باشه . هیچ کسی به غیر از پدرم در کنارم نیست !

امروز از فرط دلتنگی خودم رو از این حال و هوا جدا کردم و رفتم جایی که ۲ , ۳ سال از بهترین خاطرات عمرم رو با دوستانم در اونجا گذروندم . کوچه و خیابون دوران دبیرستان . تقریبا ۲ ساعتی اون حوالی پرسه می زدم و یکی یکی خاطرات رو با تنهایی هام ورق  زدم . در ادامه منظره ای از دفتر خاطرات رو بعد از ۶ سال می بینید :

به هر حال هرچی که هست تولدم مبارک :دی

ادامه مطلب…