تغییر آدرس فید وبلاگ

امروز به طور کامل تمامی فید های من بر روی اکانت فیدبرنر بر روی اکانت گوگل منتقل شد . دوستانی که از طریق فید خوان و RSS مطالب وبلاگ Zoom Out را دنبال می کنند آدرس را به http://feeds2.feedburner.com/roozbehonline تغییر دهید

لینوس توروالدز به سوی میزکار گنوم باز می گردد

لینوس توروالدز خالق هسته سیستم عامل گنو/لینوکس بعد از استفاده از میزکار KDE به مدت چندین سال مدوام بالاخره به سوی میزکار گنوم بازگشت . لینوس توروالدز در ابتدای رشد و گسترش میزکارهای گرافیکی گنو/لینوکس ابتدا از کاربران میزکار گنوم بود که بعد از ۲ سال استفاده از این میزکار تمایلات خود را به سوی KDE نشان داد و در طی این سال هایی که وی از کاربران KDE بود بعضا کاربران میزکار گنوم را در مصاحبه ها وگفته های خودش افرادی گیچ و احمق معرفی می کرد !!!!

وی طی مصاحبه ای که با مجله NetworkWorld داشت به طور رسمی اعلام کرد که به طور کامل به Gnome سویچ کرده و این مهاجرت را به دلیل پیچیدگی ها و گیج کننده بودن نسخه چهارم میزکار KDE معرفی کرده است . هنچنین او در اظهارات خودش گفته است : من از کاربران KDE بودم من احساس می کنم KDE 4 واقعا تاسف برانگیز و گیج کننده است وبه همین دلیل تصمیم گرفتم به Gnome سویچ کنم . زیر پا گذاشتن عادات وایجاد تغییرات اساسی برای هر کاربری دردناک و وحشتناک است و این باعث استفاده کاربران از محیط های کاربری دیگری می شود .

این نشان می دهد که بزرگان لینوکس همچون لینوس توروالدز و همچنین ریچارد استالمن با تغییرات اساسی در میزکارهای لینوکس و کاربر پسند شدن آن (َUser Friendly) چندان اعتفادی ندارند وهمچنان به یکنواخت بودن محیط های کاربری اصرار می ورزند ! حال باید نشست و دید نظرمارک شاتل ورث حامی شماره ۱ پروژه KDE و حامی و اسپانسر توزیع ubuntu در این مورد چه خواهد بود ؟ و مطمئنا باید منتظر اظهارات وی در مورد نسخه جدید KDE یعنی KDE 4.2 که تا کمتر از ۲ روز دیگر عرضه خواهد شد , باشیم .

به نقل از سایت : NeoWin.Net | لینک منبع

تولدت مبارک Zoom Out

یک سال پیش چنین روزی وبلاگ Zoom Out راه اندازی شد . وبلاگی که برای من حکم یک موجود زنده را دارد ! مثل یک آدم ! مثل یک دوست ! …. دلم نمی خواست تولدش رو این چنین برگزار کنم ولی چه کنم که این روز مصادف است با خاکستری ترین روزهای زندگیم . ۱ سال پیش هم همچین روزی هم خاکستری بودم…. چه کنم که زمستان های من را خاکستری رنگ کرده اند…(۵۶ روز دیگر تا پایان زمستان….)

با این حال Zoom Out عزیزم از این که سال تمام منو تحمل کردی و پا به پای من در غم ها و شادی ها آمدی ازت ممنونم و تولدت رو بهت تبریک می گم

پارسال همچین روزی…

دلایلی که چرا من از لینوکس استفاده می کنم ؟

چند روز پیش از طرف دوستی دعوت شدم به اینکه دلایلم رو برای استفاده از گنو / لینوکس بر روی وبلاگم بنویسم . متاسفانه مشکلات و مشغله هایی در این چند روز داشتم که نتونستم به این دعوت جواب بدم و امروز دیدم بهترین زمان برای نوشتن این پست است . از دوستانی که ویندوز استفاده می کنند خواهش می کنم در برابر من جبهه گیری نکنند چون دوست ندارم کامنت های این پست تبدیل به جنگ و دعوای دوستان دیگر شود . دوستانی هم که وبلاگ مرا همیشه دنبال کرده اند و دنبال می کنند می دانند که همیشه نوشته هایم انحصارا در مورد لینوکس بوده و تا جایی که شده فقط در مورد محاسن و بعضا معایب سیستم گنو/لینوکس نوشته ام و هیچ وقت دوست نداشتم مثل بعضی از زرد نویسان آی تی!!! که فقط قصدشان تخریب و بد جلوه دادن لینوکس و لینوکس کاران است , دست به تخریب ویندوز و ویندوز کاران بزنم . پس اگر در این پست دوستان ویندوز کار و مایکروسافت دوست مطلبی خلاف نظر و عقایدشان می خوانند به بزرگواری خودشان ببخشند…

۱) اولین موردی که می توانم به آن اشاره کنم رایگان بودن لینوکس است ! و در تحت هر شرایطی که تمایل داشته باشم از یک توزیع به یک توزیع دیگر لینوکس مهاجرت می کنم بدون اینکه متحمل پرداخت هیچ هزینه ای باشم ! درست است که در کشور ما هزینه تهیه یک سی دی یا دی وی دی ویندوز XP یا Vista بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان هزینه در بر خواهد داشت ولی من این مورد را کاملا از دید یک کاربری که در دهکده جهانی زندگی می کند می نویسم نه کسی که در ایران زندگی می کند . مطمئن باشید روزی خواهد رسید که ایران هم به جمع دیگر کشور هایی خواهد پیوست که شهروندان آن باید قوانین کپی رایت را رعایت کنند و آن روز دیر نیست که برای هر نسخه از ویندوز مبلغی بین ۱۵۰ تا ۵۰۰ هزار تومان باید هزینه کنیم . پس من برای رسیدن آن روز هیچ نگرانی نخواهم داشت چون هیچ وابستگی به ویندوز و نرم افزارهای آن ندارم .

۲) هیچ موقع عذاب وجدان ندارم که از نرم افزارهایی استفاده می کنم که به صورت غیر قانونی کرک شده اند و هیچ موقع هم از نمی هراسم که نرم افزاری را بخواهم نصب کنم که برای استفاده از تمامی امکانات آن باید به دنبال کرک یا شماره سریال دزدی آن بگردم و هیچ موقع دوست ندارم که تحت هیچ شرایطی قانون کپی رایت را زیر پا بگذارم !

۳) از این نظر خیالم راحت است که سیستم من مورد حمله هیچ ویروسی قرار نمی گیرد و وقت و زمان و پهنای باند اینترنتم را هیچ موقع صرف نصب و آپدیت آنتی ویروس نمی کنم و به خاطر نصب یک آنتی ویروس ناچیز هیچ وقت سرعت و منابع سیستمم به هدر نمی رود !

۴) لینوکس من مثل موم در دستان من است ! بدون نصب هیچ گونه نرم افزار اضافی قادر خواهم بود که هر کجای آن را به دلخواه خودم تغییر بدهم و حتی سیستمی که من به دلخواه خودم Customize کرده ام با رایت بر روی سی دی بین دیگر دوستانم به اشتراک بگذارم و آنها هم آنرا نصب و از آن استفاده کنند و حتی در مواردی می توان از آن یک توزیع جدید ایجاد و به جامعه اوپن سورس معرفی کنم . دوستان اهل فن به این عمل Remaster کردن می گویند . و این یعنی اوج قدرت لینوکس !!!

۵) استفاده مداوم از لینوکس من را خسته و کسل نمی کند . به دلیل وجود چندین میزکار مثل KDE و Gnome و XFCE و … من هر موقع که خواستم می توانم بین محیط های گرافیکی از پیشرفته با تنظیمات پیچیده (KDE)‌تا ساده و بی دردسر (Gnome و XFCE) سویچ کنم و از محیط های متنوع لذت ببرم

۶) یک میزکار فانتری و سه بعدی که همیشه هر کاربر لینوکس را در حین انجام هرکاری با سیستم خود همزمان سرگرم و باعث جذابیت استفاده از سیستم می کند . افکت ها و اکشن هایی که توسط Compiz Fusion فعال می شود و به صورت پیش فرض بر روی اکثر توزیع ها نصب می باشد و برای فعال سازی آن باید تنها کارت گرافیک خود را نصب کنم . امکانی که حتی ۱ درصد از آن را بر روی جذاب ترین ویندوز مایکروسافت یعنی ویندوز ویستا قابل مشاهده نیست . دوستان ویندوز کار در این مورد جبهه گیری نکنند که با استفاده از فلان نرم افزار در ویندوز می شود این کار را کرد منظور من قابلیت های پیش فرض سیستم لینوکس است …

۷) تنوع در نرم افزارها ! در هر زمینه ای می توانم تعداد زیادی نرم افزار را را با توجه به نیازم از ابتدایی تا پیشرفته انتخاب و به رایگان نصب کنم .

۸) تا زمانی که از ویندوز استفاده می کردم سال ها بود که ویندوز برای من به بن بست رسیده بود ! دیگر جایی نداشت که به آن سرک نکشیده باشم و تقریبا اون رو زیرورو کرده بودم ولی در لینوکس این گونه نیست ! دنیای گنو/لینوکس نهایت ندارد و هر روز چیزهای زیادی یاد می گیرم و هر روز که می گذرد به عمق گنو/لینوکس بیشتر پی می برم . خط فرمان لینوکس عظمتی دارد به بزرگی کهکشان !

۹) به دلیل اوپن سورس بودن و توسعه آن توسط برنامه نویسان سراسر جهان هیچ موقع هیچ مشکل امنیتی حادی بر روی گنو/لینوکس دیده نمی شود و به محض Fix شدن آن به صورت لحظه ای روی مخازن هر توزیعی قرار می گیرد که به سرعت می توانم آنها را نصب کنم . در صورتی که همه ما می دانیم که پچ ها و آپدیت های سیستم ویندوز هر ماه و سومین سه شنبه هر ماه بر روی سایت مایکروسافت قرار می گیرد ! این یعنی نوش دارو بعد از مرگ سهراب !

۱۰) و در نهایت جامعه کاربری و پشتیبانی رایگان از طرف دیگر کاربران گنو/لینوکس . هر جای دنیا که باشم با پرسیدن سوال و مشکلم بر روی فروم ها و انجمن های گفتگو می توانم در سریع ترین زمان ممکن به جواب خودم برسم ! نگران ندانستن زبان انگلیسی هم نیستم چون جامعه فارسی زبان لینوکس بر روی سایت های تکنوتاکس , اوبونتو فارسی و فدورا فارسی شبانه روز پاسخ گوی من هستند . و دهها دلیل دیگر که در فرصت مناسب به آنها خواهم پرداخت…

حالا شما بگویید ! اگر هم شما جای من بودید کدام را انتخاب می کردید ؟ ویندوز با لینوکس ؟ پیشنهاد می کنم برای یکبار هم که شده دل را به دریا بزنید و لینوکس را نصب کنید و اگر به حرف های من رسیدید برای همیشه با ویندوز و انحصار خداحافظی کنید و به دنیای آزاد دیجیتال بپیوندید !

همچنین بخوانید از زبان دیگر دوستان که چرا آنها هم از گنو/لینوکس استفاده می کنند :

چرا گنو/لینوکس مهم است ؟ ( محراب )

چرا گنو/لینوکس مهم است؟ ( امین )

چرا گنو/ لینوکس مهم است ؟ ( مجید )

چرا گنو/لینوکس مهم است؟ ( مصطفی )

پی نوشت : دوستانی که تمایل دارند از ویندوز به لینوکس مهاجرت کنند نت به آنها پیشنهاد می کنم از توزیع هایی مثل لینوکس مینت , پارسیکس و اوبونتو کار را شروع کنند چون برای کاربران تازه کار این سه توزیع راحتی بیشتری دارد . اگر هم به هیچ یک از این سه توزیع دسترسی ندارید می توانید با ارسال ایمیل به من Roozbeh@RoozbehOnline.Com درخواست توزیع مورد نظر خود را ارسال کنید . در هر جای ایران که باشید برای شما ارسال خواهم کرد .
پی نوشت ۲ : اگر تمایل به استفاده از توزیع اوبونتو دارید با سفارش آن از اینجا به صورت رایگان و اورجینال برای شما از شرکت حامی و پشتیبان اوبونتو یعنی Canonical ارسال می شود . ۳ تا ۶ هفته طول می کشد….

پی نوشت ۳ : وبلاگ دوست خوبم فرهاد هم تغییر آدرس داد . یک وبلاگ دیگر به وبلاگ های KDE نویس اضافه شد :D از این پس وبلاگ Fedora1 با عنوان KDE Dream در دسترس است . فرهاد این بار درباره Open Suse می نویسد .

آماده برای تحقق یک رویا !

امروز بالاخره با یک تاخیر ۳ روزه نسخه کاندیدای انتشار KDE 4.2  را نصب کردم . متاسفانه توی این چند روز به خاطر سرعت پایین اینترنتم مجال نصب KDE 4.2 RC نبود تا بالاخره دیشب احساس کردم کمی سرعت اینترنت مساعده برای نصب KDE . از دیشب ساعت ۱۱ شب که عملیات دانلود آغاز شد تا امروز ساعت ۱۲ ظهر طول کشید تا تفریبا ۱۱۰ مگابایت را دانلود کنم . ( خیر سرم ADSL هم دارم ولی اگه با Dialup دانلود کرده بودم زودتر نموم می شد ) . این نسخه نسبت به Beta 2 خیلی پایدارتر شده و دیگر خبری از آن کرش های پشت سر هم فابل منیجر Dolphin و پیام رسان Kopete نیست و تقریبا می شود گفت به پایداری ۹۵ درصدی رسیده است . البته ایراداتی همچنان دارد که مطمئنا تا ۱۰ روز دیگر ( موعد انتشار نسخه نهایی ) بر طرف خواهد شد .

(نمایی از دسکتاپ من بعد از نصب KDE 4.2 RC1 )

ازجمله تغییرات گرافیکی که در این نسخه دیده می شود تغییر کلی والپیپر و تغییر جزیی تم و استایل پلاسما Oxygen بوده است . البته رفع باگ ها پیشرفت خوبی داشته و اکثر مشکلاتی که در نسخه Beta2 دیده می شد اثری از آنها دیگر نیست و به خوبی Fix شده اند . البته هنوز مشکلانی دارد که صد در صد تا نسخه نهایی بر طرف می شود . از جمله آنها می توان به کار نکردن Kbluetooth در کوبونتو اشاره کرد ( در بقیه دیستروها نمی دونم هنوز تست نکردم ) . افکت های سه بعدی هنوز در بعضی مواقع به درستی اجرا نمی شوند ولی افکت Desktop Cube پیشرفت خوبی داشته است . همچنین در این نسخه Kmix به خوبی کار نمی کند و دکمه مالتی مدیا کاملا غیر فعال است . همچنین بعضی از ویدجت های پلاسما هنوز کرش می کنند که نسبت به قبل این کرش ها کمتر شده است . از نظر من هنوز زود است که در مورد KDE 4.2 اظهار نطر کنم و این کار را برای ۱۰ روز آینده بعد از انتشار نهایی می گذارم تا بهتر بشود در مورد آن نظر داد .

ولی در کل می توان گفت که KDE 4.2 می رود که رویاهای دوستداران و کاربران KDE را تحقق بخشد . با تغییراتی که در نسخه RC من دیدم قول می دهم نسخه بسیار پایدار و قدرتمندی را از KDE شاهد باشیم . البته ناگفته نماند که نسخه KDE 4.3 هم تا آخر تیر ماه سال آینده عرضه خواهد شد و با انتشار نسخه ۴٫۵ از پلتفرم Qt به گفته تیم گسترش KDE باید شاهد تغییرات شگرفی از نظرقابلیت ها و علی الخصوص پایداری و سرعت KDE 4.3 باشیم . این نکته KDE 4.3 و Qt 4.5 را در ذهن داشته باشید در پست های آینده در موردش حتما خواهم نوشت

طی چند روز گدشته مهرداد و مجید (MTux)  به شدت فعال شده اند ! پیشنهاد می کنم مطالب زیر را حتما از وبلاگ آنها دنبال کنید .

کمر بند ها را ببندید! فایل سیستم فوق سریع Ext4 به اوبونتوی ۹.۰۴ رسید

می‌دونی چرا گنوم اینقدر پایداره!؟ (مقایسه‌ای بر دو محیط دسکتاپ پرطرفدار لینوکس)

چرا لینوکسی‌ها شعار می‌دهند!؟

پی نوشت : حالم خوبه . داره همه چیز درست می شه . امیدوارم همه چیز اونجور که الان هست در آینده هم پیش بره . همه چیز رو به گذر زمان و آینده سپردم…

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا…

توی این یکی دو روزه گذشته آروم ترین روزهای این چند سال رو دارم سپری می کنم . تفریبا هر پنج شش ساعت یکبار به زور ۱۰ تا کلمه حرف از دهنم بیرون میاد . به کارهای نا تمامم که باید توی این چند ماهه بهشون سروسامون می دادم می رسم . پروژه های ناتمامی که باید سریعا به صاحبشون برسونموشون . کار ترجمه کتابم که به خودم قول داده بودم تا قبل از عید تمومش کنم رو تاره می خوام شروع کنم . پروژه آخر ترم دانشگاه و گزارش کار رو باید تا یک ماه دیگه آماده کنم و از همه مهمتر آماده شدن برای کنکور کاردانی به کارشناسی که در صدر همه این کارهاست ! تمام این کارها رو دیر شروع نمی کنم ولی به موقع هم نیست ! باید عجله کرد
توی۴ ماه گذشته به خاطر به سری مسائل تغییرات زیادی توی رفتارم حس کردم به طوری که کاملا به آدم دیگه شدم تا اونجا که دلم برای خودمم هم تنگ شده . می خوام این ۴ ماهه رو برای همیشه فراموش کنم . کوله بار خاطراتش ایقدر سنگینه که نا و توان کشیدنشون رو ندارم و به ناچار مجبورم برای ادامه راه اونو به جایی همین اطراف چالش کنم .چال کردنشون اینقدر برام سخته که با چشم
بسته این کار رو می کنم که یادم نمونه که کجا و چه وقت دست به چنین کاری زدم
تک تک روزهای پاییزی که گذشت با وجود نهایت زیبایی بی نهایتشون از توی تقویم زندگیم پاره کردم . پاییز که همیشه برام قشنگ ترین فصل سال و غروباش برام قشنگ ترین لحظات بود تموم شد و رفت . و از طرفی خوشحالم از این که این پاییز به پایان رسید و ناراحت از اینکه با اومدن پاییز سال آینده چه کنم ؟ و توی این فکرم که پاییز ۸۸ چگونه برام آغار می شه و چطور به پایان می رسه . ای کاش می شد همه پاییزهای پیش روم رو مثل تقویمم پاره می کردم . ولی با همه این احوال دیگه پاییزم رو دوست ندارم . برای همیشه
همه چیز به خاطره ها سپرده شده و تمام سعی و تلاشم رو می کنم به زندگی جدید رو شروع کنم یک زندگی یکنواخت مثل گذشته به همراه یک روزبه سرشار از غرور و تلخی با طعم قهوه که شاید برای بعضی ها خوشایند و برای بعضی بد مزه و غیر قابل خوردن باشه . زندگی که ادامه راه شهریور ماه همین امسال است
تنهام مثل گذشته و خودم رو مثل سابق با تنها یار و همدمم که همین لپ تاپمه سرگرم می کنم . ساکته ولی من باهاش حرف می زنم .بی آزاره ولی من خیلی بلاها سرش میارم و هر بار یه کاری ازش می خوام . توی این چند روزه یه سرگرمیه دیگه هم دارم . اونم ناز و نوازش کردن طلاست ! مریضه ولی من بهش غذا میدم تا به روزهای اولیه خودش برگرده . طلا جوجه کبوتریه که توی این چند روزه وارد خونه ما شده و از این پس به غیر از اینکه یار و همدم منه حکم به حیوون خونگی رو برام داره
در روز ۲ ۳ باری کتاب شازده کوچولو رو مرور می کنم و هر بار که قسمت هایی از اون رو می خونم چیزهای جدیدتری از توش یاد می گیرم . توی اتاقم تنهای تنهام و به همراه کارهایی که در طول روز انجام می دم فقط و فقط صدای تک آهنگ شام مهتاب داریوش شنیده می شه . همه اینایی که گفتم انجام دادنشون برام خیلی سخته ولی رسیدن بهشون برام شیرین ترین لحظات رو رقم می زنن .

دارم همه چیز رو به خاک می سپارم ولی تنها یه چیز رو از این ۴ ماهه به یادگار نگه می دارم . فقط و فقط زندگی کردن ! معنایی از زندگی که فقط خودم حسش می کنم

می خوام رندگی کنم …..