آماده برای تحقق یک رویا !

امروز بالاخره با یک تاخیر ۳ روزه نسخه کاندیدای انتشار KDE 4.2  را نصب کردم . متاسفانه توی این چند روز به خاطر سرعت پایین اینترنتم مجال نصب KDE 4.2 RC نبود تا بالاخره دیشب احساس کردم کمی سرعت اینترنت مساعده برای نصب KDE . از دیشب ساعت ۱۱ شب که عملیات دانلود آغاز شد تا امروز ساعت ۱۲ ظهر طول کشید تا تفریبا ۱۱۰ مگابایت را دانلود کنم . ( خیر سرم ADSL هم دارم ولی اگه با Dialup دانلود کرده بودم زودتر نموم می شد ) . این نسخه نسبت به Beta 2 خیلی پایدارتر شده و دیگر خبری از آن کرش های پشت سر هم فابل منیجر Dolphin و پیام رسان Kopete نیست و تقریبا می شود گفت به پایداری ۹۵ درصدی رسیده است . البته ایراداتی همچنان دارد که مطمئنا تا ۱۰ روز دیگر ( موعد انتشار نسخه نهایی ) بر طرف خواهد شد .

(نمایی از دسکتاپ من بعد از نصب KDE 4.2 RC1 )

ازجمله تغییرات گرافیکی که در این نسخه دیده می شود تغییر کلی والپیپر و تغییر جزیی تم و استایل پلاسما Oxygen بوده است . البته رفع باگ ها پیشرفت خوبی داشته و اکثر مشکلاتی که در نسخه Beta2 دیده می شد اثری از آنها دیگر نیست و به خوبی Fix شده اند . البته هنوز مشکلانی دارد که صد در صد تا نسخه نهایی بر طرف می شود . از جمله آنها می توان به کار نکردن Kbluetooth در کوبونتو اشاره کرد ( در بقیه دیستروها نمی دونم هنوز تست نکردم ) . افکت های سه بعدی هنوز در بعضی مواقع به درستی اجرا نمی شوند ولی افکت Desktop Cube پیشرفت خوبی داشته است . همچنین در این نسخه Kmix به خوبی کار نمی کند و دکمه مالتی مدیا کاملا غیر فعال است . همچنین بعضی از ویدجت های پلاسما هنوز کرش می کنند که نسبت به قبل این کرش ها کمتر شده است . از نظر من هنوز زود است که در مورد KDE 4.2 اظهار نطر کنم و این کار را برای ۱۰ روز آینده بعد از انتشار نهایی می گذارم تا بهتر بشود در مورد آن نظر داد .

ولی در کل می توان گفت که KDE 4.2 می رود که رویاهای دوستداران و کاربران KDE را تحقق بخشد . با تغییراتی که در نسخه RC من دیدم قول می دهم نسخه بسیار پایدار و قدرتمندی را از KDE شاهد باشیم . البته ناگفته نماند که نسخه KDE 4.3 هم تا آخر تیر ماه سال آینده عرضه خواهد شد و با انتشار نسخه ۴٫۵ از پلتفرم Qt به گفته تیم گسترش KDE باید شاهد تغییرات شگرفی از نظرقابلیت ها و علی الخصوص پایداری و سرعت KDE 4.3 باشیم . این نکته KDE 4.3 و Qt 4.5 را در ذهن داشته باشید در پست های آینده در موردش حتما خواهم نوشت

طی چند روز گدشته مهرداد و مجید (MTux)  به شدت فعال شده اند ! پیشنهاد می کنم مطالب زیر را حتما از وبلاگ آنها دنبال کنید .

کمر بند ها را ببندید! فایل سیستم فوق سریع Ext4 به اوبونتوی ۹.۰۴ رسید

می‌دونی چرا گنوم اینقدر پایداره!؟ (مقایسه‌ای بر دو محیط دسکتاپ پرطرفدار لینوکس)

چرا لینوکسی‌ها شعار می‌دهند!؟

پی نوشت : حالم خوبه . داره همه چیز درست می شه . امیدوارم همه چیز اونجور که الان هست در آینده هم پیش بره . همه چیز رو به گذر زمان و آینده سپردم…

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا…

توی این یکی دو روزه گذشته آروم ترین روزهای این چند سال رو دارم سپری می کنم . تفریبا هر پنج شش ساعت یکبار به زور ۱۰ تا کلمه حرف از دهنم بیرون میاد . به کارهای نا تمامم که باید توی این چند ماهه بهشون سروسامون می دادم می رسم . پروژه های ناتمامی که باید سریعا به صاحبشون برسونموشون . کار ترجمه کتابم که به خودم قول داده بودم تا قبل از عید تمومش کنم رو تاره می خوام شروع کنم . پروژه آخر ترم دانشگاه و گزارش کار رو باید تا یک ماه دیگه آماده کنم و از همه مهمتر آماده شدن برای کنکور کاردانی به کارشناسی که در صدر همه این کارهاست ! تمام این کارها رو دیر شروع نمی کنم ولی به موقع هم نیست ! باید عجله کرد
توی۴ ماه گذشته به خاطر به سری مسائل تغییرات زیادی توی رفتارم حس کردم به طوری که کاملا به آدم دیگه شدم تا اونجا که دلم برای خودمم هم تنگ شده . می خوام این ۴ ماهه رو برای همیشه فراموش کنم . کوله بار خاطراتش ایقدر سنگینه که نا و توان کشیدنشون رو ندارم و به ناچار مجبورم برای ادامه راه اونو به جایی همین اطراف چالش کنم .چال کردنشون اینقدر برام سخته که با چشم
بسته این کار رو می کنم که یادم نمونه که کجا و چه وقت دست به چنین کاری زدم
تک تک روزهای پاییزی که گذشت با وجود نهایت زیبایی بی نهایتشون از توی تقویم زندگیم پاره کردم . پاییز که همیشه برام قشنگ ترین فصل سال و غروباش برام قشنگ ترین لحظات بود تموم شد و رفت . و از طرفی خوشحالم از این که این پاییز به پایان رسید و ناراحت از اینکه با اومدن پاییز سال آینده چه کنم ؟ و توی این فکرم که پاییز ۸۸ چگونه برام آغار می شه و چطور به پایان می رسه . ای کاش می شد همه پاییزهای پیش روم رو مثل تقویمم پاره می کردم . ولی با همه این احوال دیگه پاییزم رو دوست ندارم . برای همیشه
همه چیز به خاطره ها سپرده شده و تمام سعی و تلاشم رو می کنم به زندگی جدید رو شروع کنم یک زندگی یکنواخت مثل گذشته به همراه یک روزبه سرشار از غرور و تلخی با طعم قهوه که شاید برای بعضی ها خوشایند و برای بعضی بد مزه و غیر قابل خوردن باشه . زندگی که ادامه راه شهریور ماه همین امسال است
تنهام مثل گذشته و خودم رو مثل سابق با تنها یار و همدمم که همین لپ تاپمه سرگرم می کنم . ساکته ولی من باهاش حرف می زنم .بی آزاره ولی من خیلی بلاها سرش میارم و هر بار یه کاری ازش می خوام . توی این چند روزه یه سرگرمیه دیگه هم دارم . اونم ناز و نوازش کردن طلاست ! مریضه ولی من بهش غذا میدم تا به روزهای اولیه خودش برگرده . طلا جوجه کبوتریه که توی این چند روزه وارد خونه ما شده و از این پس به غیر از اینکه یار و همدم منه حکم به حیوون خونگی رو برام داره
در روز ۲ ۳ باری کتاب شازده کوچولو رو مرور می کنم و هر بار که قسمت هایی از اون رو می خونم چیزهای جدیدتری از توش یاد می گیرم . توی اتاقم تنهای تنهام و به همراه کارهایی که در طول روز انجام می دم فقط و فقط صدای تک آهنگ شام مهتاب داریوش شنیده می شه . همه اینایی که گفتم انجام دادنشون برام خیلی سخته ولی رسیدن بهشون برام شیرین ترین لحظات رو رقم می زنن .

دارم همه چیز رو به خاک می سپارم ولی تنها یه چیز رو از این ۴ ماهه به یادگار نگه می دارم . فقط و فقط زندگی کردن ! معنایی از زندگی که فقط خودم حسش می کنم

می خوام رندگی کنم …..